فحش دادن و فحاشی

خرید بک لینک
ريشه و خاستگاه دشنام و ناسزا

چنان كه گفته شد ريشه ناسزاگويي را مي بايست در عواطف و احساسات جست؛ از اين رو مي توان اصلي ترين عامل را در دشنام گويي، خشم و غضب دانست؛ زيرا وقتي انسان از فردي ناراحت و خشمگين مي شود و قصد آزار او را داشته باشد به او ناسزا و دشنام مي دهد. دومين عامل و خاستگاه ناسزاگويي و دشنام و بددهاني، مسئله عادت است. هنگامي كه انسان با فساق و فجار، اراذل و اوباش، افراد پست و فرومايه، مجالست و هم نشيني كند و با آنها رفيق و مأنوس گردد به تدريج روحيات، خلقيات و عبارات آن ها در او اثر مي گذارد و از آن جا كه سخنان عادي آن ها توأم با هرزه گويي و فحاشي به يكديگر است به او هم سرايت مي كند و ابتدا گهگاهي آن الفاظ ركيك را بر زبان جاري مي سازد و به زشتي آن كلمات توجه دارد ولي بعد از مدتي قبح آن الفاظ از نظرش زائل شده و فحش دادن و فحش شنيدن برايش به صورت امري عادي در مي آيد و بجایي مي رسد كه در شرايط معمولي بطور ناخودآگاه اين الفاظ زشت بر زبانش جاري مي شود و كمتر سخني مي گويد كه چاشني آن فحش و ناسزا نباشد.

ديدگاه قرآن و روایات درباره فحش و ناسزا

خداوند در قرآن مي فرمايد: و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل امه عملهم، ثم الي ربهم مرجعهم، فيبنهم بما كانوا يعملون(انعام.108)

معبود كساني را كه غير خدا را مي خوانند دشنام ندهيد؛ مبادا آنها (نيز) از روي ظلم و جهل خدا را دشنام دهند، اين چنين براي هر امتي عملشان را زينت داديم سپس بازگشت آنها به سوي پروردگارشان است و آنها را از آنچه عمل مي كردند آگاه مي سازد (و پاداش و كيفر مي دهد). در روايات اسلامي نيز منطق قرآن درباره ترك دشنام به گمراهان و منحرفان، تعقيب شده و پيشوايان بزرگ اسلام به مسلمانان دستور داده اند هميشه روي منطق و استدلال تكيه كنند و به حربه بي حاصل دشنام نسبت به معتقدات مخالفان، متوسل نشوند، در نهج البلاغه مي خوانيم كه علي(ع) به جمعي از يارانش كه پيروان معاويه را در ايام جنگ صفين دشنام مي دادند مي فرمايد: اني اكره لكم، ان تكونوا سبابين و لكنكم لو وصفتم اعمالهم و ذكرتم حالهم، كان اصوب في القول و ابلغ في العذر.

من خوش ندارم كه شما فحاش باشيد، اگر شما به جاي دشنام، اعمال آنها را برشمريد و حالات آنها را متذكر شويد (و روي اعمال شان تجزيه و تحليل نمائيد) به حق و راستي نزديكتر است و براي اتمام حجت بهتر.(تفسير نمونه، ج 5، ص 396)

راه درمان و معالجه بيماري دشنام گويي

در روايات و اصول اسلامي راهكارهايي براي درمان اين بيماري بيان شده است كه عبارتند از:

1- انسان از مقدمات پيدايش غضب اجتناب كند تا نسبت به مؤمنان به خشم نيايد. 2- غضب خود را فرو نشاند و بر اعصاب خود مسلط شود. 3- از معاشرت با اهل فسق و فساد پرهيز نمايد تا بتواند زبان خود را از فحش باز دارد.[1]

ماجرای زنی که از دهانش کرم بیرون می آمد

یکی از غسال های بهشت زهرا به نام خانم موسوی می گوید: مدت های زیادی در بخش غسالخانه مسئول تحویل جنازه بودم. اینجا بعضی ها مسئول کشیک شب هستند تا جنازه هایی را که شب توی منزل فوت می کنند و جوازشان توسط دکتر صادر شده و شبانه به بهشت زهرا (س) حمل می شود را تحویل بگیرند.

یک شب یک خانم سالمندی را آوردند که تحویل گرفتیم، فردا صبح که می خواستیم برای شستشو بفرستیم خانم های غسال گفتند که از گوشه دهان این بنده خدا کرم های ریز زنده در حرکت بود، خیلی چندشآور بود، از روی کنجکاوی ماجرا را برای یکی از بستگانش که کمی آرام تر بود و آدم با تجربه و دنیا دیده ای به نظر می رسید، تعریف کردم و آن بنده خدا بعد از چند بار استغفار گفت: این خانم مرحومه از بستگان ماست و یک ایراد بزرگ داشت که آدم بسیار بد دهنی بود و دایم به این و آن حرف رکیک و ناسزا می گفت و هیچ کس از زخم زبان او در امان نبود و دلیلش می تواند همین باشد. از تعجب هاج و واج مانده بودم. آرام از پیرمرد عذرخواهی کردم و به داخل برگشتم.[2]



[1] . منصوري، خليل، «دشنام گويي و بددهاني از منظر قرآن و روايات»، دانشنامه موضوعی قرآن،http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,3616.


برچسبها: فحش دادن, فحاشی, اخلاق اسلامی, ناهنجاری های اجتماعی
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۵ساعت 8:22 توسط رسول سعیدی زاده |
شهر باران ...

ما را در سایت شهر باران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 307 تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 4:03

صفحه بندی